آترین عزیزمونآترین عزیزمون، تا این لحظه: 13 سال و 1 ماه و 19 روز سن داره

... پرنسس ما

مامان خاطره ی دپسرده . . .

1392/4/9 20:41
نویسنده : مامان خاطره
329 بازدید
اشتراک گذاری

از آخرین باری که اومدم برای نخودچیم خاطرات تو دل مامانیش رو نوشتم خیلی وقت میگذره؛ نه اینکه یادم رفته باشه یا وقت نداشته باشم, نه!! نمیخواستم براش از ناراحتیم و حس های بدم بگم . . .
آخه این چند روز حالم اصلا خوب نبود  همش روزا توی خونه بیخود و بی جهت گریه میکردم  شبا هم با کلی فکر و نگرانی مگه میشد خوابید, کلا بدتر از روز همش کلافه بودم ناراحت
نمیخواستم توی آینه نگاه  کنم, از خودم بدم میومد احساس میکردم خیلی زشت شدم و هیچ مدل مو یا آرایشی رو برای خودم دوست نداشتم 
روز به روزم که خپل تر و گرد تر میشم و راه رفتنم مثل پنگوئن خنده دار شدهزبان
 بابا بهنام بیچاره هم هرچی محبت میکرد فایده نداشت, تازه بیشتر لجم میگرفت چون احساس میکردم داره بهم ترحم میکنه. با اون بنده خدا همش هاپو بودمعصبانی
وول وولک مامان اینا همه یه طرف, استرس بالا بودن قندم که توی آزمایش مشخص شد هم یه طرفنگران
وقتی دو بار آزمایش قند دو مرحله ای دادم و نوبت دوم هر دو خیلی بالا بود خانم دکتر برام یه آزمایش 4 مرحله ای نوشت که نتیجه اش خوب نبود چون هر 4 مرحله قندم خیلی بالا بود استرس
از اون موقع به بعد هر روز 10 واحد انسولین میزنم و بابت این موضوع هم خیلی نگرانم. خدا کنه برای تو عوارضی نداشته باشه نی نی گولوییه من
مامانی باور کن من خیلی پرخوری نکردم دکتر هم میگفت از تغذیه نیست من زمینه ی ارثی دارم و همین باعث شده تو این دوران با تغییرات بدنم قندم بالا بره عزیزمناراحت
از همون روز اول هم که متوجه شدم کلی رعایت میکنم. مامان خاطره به اون شکمویی از خیلی از خوراکی های خوشمزه و مورد علاقه اش بخاطر سلامتی گل دخترش میگذره تا تو تپلیه من صحیح و سالم بیای تو بغلم بغل
خدا رو شکر الان حال روحیم خیلی بهتر از قبل شده و کمتر افسرده میشم, سعی میکنم به جنبه های مثبت شرایط فکر کنم و ناشکر نباشم. ولی یه وقتای فکر و خیال میاد سراغم و استرس میگیرم و بیشتر از همه هم نگران تو و سلامتیه توام عسلی ماچ تنها کاری هم که از دستم بر میاد رعایت خورد و خوراک و استراحت و دعا کردنه که به امید خدا همه چی هرطور که خودش صلاح میدونه پیش برهمژه
نخودچی خانم این روزا تو دل مامان کلی ورج و وورجه میکنی و مامانی با هر تکون تو هزار بار خدا رو شکر میکنه. ازش میخوام این دو ماه باقیمونده هم به خوبی و خوشی و به سلامتی شما طی بشه . . .
دوست دارم گیس گلابتونم

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (4)

عاطفه
9 تیر 92 15:40
ان شا الله به سلامتی بیاد دنیا


ممنون عزیزم. همچنین نی نی شما!!
عاطفه
11 تیر 92 12:24
سلام خاله جون مرسی که به ما سر میزنی..............دوست دارم
امیدوارم زودتر حالتون خوب بشههههه



منم دوست دارم عزیزم!!!
خیلی بهترم خاله ....
مامان ممول
12 تیر 92 20:50
خااااااااطره!!!!!! این چه کارایی بوده کردی عزیزم نمیدونی چقد رو روحیه و عواطف نینی تاثیر داره؟؟؟؟؟؟؟ نی نی رو سلام برسون... لینکیدمت عسیسم.
مامان فرحان
13 تیر 92 11:41
سلام مامانی مهربون همه ی مامانا تا بدنیا اومدن نی نی هاشون به هزار تا مشکل بر میخورن عزیزم نخود چی کوچولو ناراحت میشه وقتی مامان خاطرش نگران و ناراحت باشه پس سعی کن این روزای خوب و با افکار بد تلخشون نکنی به روزای خوب فکر کنی


ممنون خاله که به فکر نخودچی ما هستی.
راست میگی مامان فرحان سعی خودمو میکنم , برام دعا کن عزیزم.
خدا به همه ی نی نی ها و ماماناشون سلامتی بده. . .
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به ... پرنسس ما می باشد